کولاک

یک وبلاگ برای خودم

کولاک

یک وبلاگ برای خودم

  • ۰
  • ۰

در زندگی اتفاقاتی می‌افتد که احساسات متفاوتی به انسان می‌دهد و به عبارت دقیق‌تر انسان متاثر از اتفاقاتی‌ست که برایش رخ می‌دهد. دقیقا نمی‌دانم چه اتفاقاتی برایم افتاده بود که خودم را آدم بزرگی می‌دیدم و توانایی انجام هرکاری را در خودم می‌دیدم که از همین‌جا باید به ایراد تفکرم پی می‌بردم ولی به‌هرحال این دیدگاه را به خودم داشتم؛ این طرز نگرش به خودم و توانایی‌هایم مزایا و معایبی داشت که این روزها و به واسطه‌ی اتفاقاتی که برایم نیافتاده به این‌ها پی برده‌ام که می‌خواهم به صورت مختصر بدین‌ها بپردازم.

از مزایایش احساس مثبتی بود که به خودم و زندگی‌ام داشتم؛ یعنی اینکه وقتی می‌خواستم اقدام به هر کاری کنم احساس توانمندی و توانستن داشتم و این خیلی خوب بود؛ اما به تازگی متوجه شده‌ام که پاشنه آشیل مسئله هم دقیقا همین بوده است.

من انسانم و هرچقدر هم احساس برتری و فضیلت هم داشته باشم، باز هم محدودم و محدودیت‌هایی دارم؛ توانایی‌های مشخصی و زمان و عمر معینی دارم؛ پس این احساس که از پس هرکاری می‌توانم بربیایم، توهمی بیش نیست؛ از طرفی توانایی هرکاری هم ندارم و به معنی واقعی کلمه در خیلی از امور ناتوانم.

احساسات متناقض این روزها که خودم را آنطور که می‌خواستم، نمی‌بینم و کارهایی که در زندگی قصد انجام‌شان را داشتم و تاکنون انجام نداده‌ام و با این وضعیت تا ۱۰ سال آینده هم تغییر مثبتی نخواهم داشت، باعث شده که خودم را فردی بی‌عرضه و فاقد اراده‌ی لازم برای انجام کارهایم بیایم.

راستش قبلا اینطور نبودم که تا این حد سیاه و تلخ به ماجرا نگاه کنم ولی اکنون همه چیز متفاوت شده؛ آن زمان که آدم خوش‌خیال و ساده‌‌لوحی بودم، پول تا به این حد در زندگی مهم نبود و من نیز پول را تا به این حد تاثیر کذار نمی‌دانستم ولی اکنون حرف اول و آخر را پول مشخص می‌کند. من متاسفم از ابراز این موضوع که به تازگی متوجه شده‌ام در زندگی همه چیز حتی پول و درآمد زندگی به شغل مربوط است و من واقعا عرضه‌ی کار پیدا کردن ندارم.

از اول دیدگاهم این بود که من می‌توانم برای خودم کارآفرینی کنم و هرطور که می‌خواهم زندگی کنم اما حالا که باید خودم کاری برای خودم بکنم، هیچ غلطی نمی‌توانم بکنم. درد اینجاست که در این روزگار که پول تعیین کننده‌ی همه چیز است، یک شغل و یک منبع درآمد پاسخگوی هزینه‌ها و کفاف زندگی نیست و باید از چند راه درآمد داشته باشی تا شاید برآیندشان بتواند هزینه‌های زندگی را کفایت کند.

بسیار ناراحتم منی که خودم را خلاق می‌دانستم، حالا هیچ ایده‌ای برای کار کردن و پول درآوردن ندارم؛ شاید هیچ چیز بدتر از این نباشد که خودت انتظار خودت را برآورده نکنی و من از این بابت ناراحتم و افسوس که این ناراحتی هم دردی دوا نمی‌کند.

من به لطف پدر و مادرم، هرگز زندگی مشقت بار و سختی نداشته‌ام و تاکنون هم خوب زندگی کرده‌ام ولی با این حال در رفاه و آسایش همه‌جانبه هم نبوده‌ام و به خاطر وضعیت اقتصادی متوسط و در بعضی بحران‌ها به خاطر فقر، امکانات و تفریحات و چیزهایی که شاید دوستان من از ملزومات زندگی می‌دانستند، من نداشتم‌شان. در این چنین وضعیت‌هایی، همواره تلاش کرده بودم که خانواده را درک کنم و از درخواست چیزی که در تامین‌اش به سختی می‌افتند و شاید نتوانند مهیا کنند، اجتناب کنم؛ اما حالا این شائبه به وجود آماده که ما کمبودی برای تو نگذاشته‌ایم و کسی نیست که فریاد بزند شما این حرف‌ها را وقتی می‌گویید که من را با بدبخت‌تر از من مقایسه می‌کنید، اگر با همکلاسی‌های من که در مدرسه‌ی دولتی تحصیل می‌کردم، مقایسه کنید، من کمبودهای مادی کم نداشتم و تفریحات و پول‌هایی که برای خوش‌گذرانی آنها خرج می‌شد، من نداشتم و با انتخاب خودم صدایم هم در نیامده، در واقع این از بی‌توقعی من بوده نه خوبی شما که البته خوب هم بودید اما پول نداشتید.

این‌هایی که می‌نویسم دردی را دوا نمی‌کند فقط هدف این است که خودم بدانم همه در وقتی که مورد اتهام قرار بگیرند که کم کاری کرده‌اند، از خودشان رفع اتهام کرده و خواهند گفت که همه‌ی تلاششان را کرده‌اند و همه چیز عالی بوده و کمبودها ناشی از فلان و بهمان بوده و تقصیر آنهاست؛ درست مانند خودم که اکنون که ناراحتم مقصر را در سالهای دور و افراد دیگر می‌بینم!

مهم نیست چون اینها گذشته‌اند و با کنکاش گذشته هم نمی‌توان به گذشته برگشت و همه چیز را درست کرد، اما آینده به من و به حال بستگی دارد، اینکه حالا چه تصمیمی بگیرم و چه کاری انجام دهم، آینده‌ای را که می‌توانم داشته باشم تحت تاثیر قرار می‌دهد و مهم همین است که من چه کاری برای خودم خواهم کرد؛ واقعا چه کاری باید برای خودم انجام دهم؟

  • ۹۶/۱۲/۱۰
  • Milad

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی